یکشنبه, 22 مرداد 1396 16:02

تهوع / ژان پل سارتر

تهوع، نخستین داستان ژان پل سارتر و یکی از مشهورترین آنهاست. این کتاب که در سال ۱۹۳۸ منتشر شده، توسط امیرجلال‌الدین اعلم به فارسی ترجمه شده است. این داستان همه تمایلات فکری سارتر را به جز علایق سیاسی‌اش در بر دارد و می‌توان گفت فلسفی‌ترین داستان اوست؛ چرا که تهوع، در میان رمان‌هایی که سارتر به رشته تحریر درآورده، دارای پیچیدگی‌ها و دشواری‌های خاص فلسفی است و برای نخستین ‌بار در قالب رمان، مفاهیمی همچون آزادی، خود فریبی، پدیدار شناسی، زمان و هنر مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. رمان تهوع از اصلی‌ترین آثار اگزیستانسیالیستی است. سارتر در سال ۱۹۶۴ به خاطر این رمان برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات شد، اما از پذیرش آن امتناع کرد. تهوع، داستان مردی سی ساله به نام «آنتوان روکوانتن» است، که به تنهایی در شهر بوویل زندگی می‌کند، او تاریخ‌دانی مجرد، مرفه، روشنفکر و گوشه‌گیر است. وی مدت سه ‌سال است که برای تحقیق در مورد یکی از اشراف قرن ‌هجده فرانسه، در بندر بوویل-بندری زاییده تخیل سارتر- سکونت کرده است. او هنگامی که در کنار دریا ایستاده و سنگ ریزه‌ای به دست گرفته، ناگهان دچار تهوع موضعی وحشتی بیمارگونه می‌شود. سنگ را به زمین می‌اندازد و دور می‌شود. منشأ این تهوع نه درون او، بلکه درون خود جسم یعنی سنگریزه است. تجربه‌هایی از همین نوع به دنبال یکدیگر می‌آیند. و هر از چندگاه باعث احساس تهوع در او می‌شوند. ترسی از اشیا به او هجوم می‌آورد، اما نمی‌تواند بفهمد که او تغییر کرده است یا اشیاء. بی‌قراری‌اش به اوج می‌رسد، احساس می‌کند اشیاء از نامشان جدا شده‌اند.....

در متن کتاب می خوانیم:

  • لحظه هایی هستند که در آن ها احساس می کنیم می توانیم هر کار دلمان بخواهد بکنیم جلو برویم یا به عقب برگردیم که این اهمیتی ندارد وانگهی لحظه های دیگری هستند که در آن ها انگار حلقه های زنجیر تنگ هم رفته است و در همچو مواردی نباید در مقصود خود ناکام ماند زیرا دیگر نمی شود از نو آغاز کرد.
  • چرند میگویم،حرفی ندارم بزنم.باید از همین پرهیز کرد.وقتی حرفی برای گفتن نداریم، نباید پرت و بلا بگوییم.
  • هر لحظه فقط برای آن ظاهر می شود که لحظه های بعدی را بیاورد. به هر لحظه از صمیم قلب می چسبم؛ می دانم که آن لحظه یگانه و جایگزین نیافتنی است. و با این همه هیچ حرکتی برای جلوگیری از نابودیش از من سر نمی زند.
  • وجود داشتن به طور ساده یعنی آنجا بودن، موجودها پدیدار می‌شوند، می‌گذارند با آن‌ها برخورد کنیم، ولی هرگز نمی‌توان آنها را استنتاج کرد.
  • بدن همین‌که یک‌بار آغاز به زندگی کرد، به‌خودی‌خود زندگی می‌کند. ولی وقتی به اندیشه می‌رسیم، منم که آن را ادامه می‌دهم، می‌گسترمش.
منتشرشده در کتاب

کتاب «من او را دوست داشتم» نوشته آنا گاوالدا، رمان ‌نویس فرانسوی است. اکثر داستان‌های آنا گاوالدا رگه‌هایی عاشقانه دارند و در آنها تصاویر پراحساسی از روابط زن و مرد در جوامع امروزی ارائه شده است. تاکید نوشته‌های او بر نیازهای عاطفی و خلاءهای عاطفی انسان معاصر است.

«کلوئه» زنی جوان است که عاشقانه همسرش، «آدرین» را دوست دارد. پس از چندین سال زندگی٬ روزی آدرین چمدانش را جمع می کند و به کلوئه می گوید که معشوقه ای دارد و تصمیم گرفته کلوئه را ترک کند. کلوئه همراه دو دختر بچه کوچکش پاریس را ترک می کند و به خانه مادر و پدر آدرین می رود. پدر شوهر کلوئه (پدر آدرین) او و دو نوه اش را به خانه قدیمی خودشان که دورتر از خانه فعلی شان است می برد تا آن ها کمی حال و هوا عوض کنند. پدر آدرین٬ پی یِر٬ مردی خشک و بی سر و صدا است... پی یِر سعی می کند خودش را به شرایط فعلی وفق دهد... با نوه هایش خوش بگذراند و با کلوئه حرف بزند. گفت و گویی طولانی میان زنی جوان و پدر شوهرش شکل می گیرد. پدر شوهر به او می گوید که چگونه عشق بزرگش را به دلیل اشتباهاتش از دست داده است...

راز جذابیت رمان من او را دوست داشتم، علاوه بر سبک خاص گاوالدا در داستان‌نویسی، برخورداری از مضمونی است آشنا، مضمونی که بر پایه موقعیتی در زندگی یک زوج شکل‌گرفته که در هر جای دنیا می‌تواند اتفاق بیفتد، نوع نگاه نویسنده و پرورش این داستان هم به‌گونه‌ای ست که کیفیتی ملموس به این موقعیت انسانی داده و متکی به زمان و مکان نیست. البته این بدان معنا نیست که زمان و مکان جلوه‌ای در این رمان ندارد، بلکه برعکس آن‌ها به‌عنوان جزئیات کار جایگاه خود را دارند اما به کیفیت فراگیر ایده مرکزی رمان لطمه نمی‌زنند.

این رمان شاید شاهکار نباشد اما در نوع خود اثری عاشقانه و ارزشمند است که به شکلی در خور اعتنا، خواننده را با خود همراه می کند.

 

در متن می خوانیم:

  • زندگی حتی وقتی انکارش می کنی حتی وقتی نادیده اش می گیری، حتی وقتی نمی خواهی اش از تو قوی تر است. از هر چیز دیگری قوی تر است.
  • باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد، آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد؛ به چیز دیگری فکر کرد، باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد...
  • او را بیشتر از هر چیزی در این دنیا دوست داشتم . بیش از هر چیزی ... نمی دانستم آدم می تواند تا این حد دوست داشته باشد ...
  • آدمهایی که درون سختی دارند با همه ی وزن خود روی زندگی می‌پرند و تمام مدت به خود رنج می‌دهند... اما آدمهایی که درونی نرم دارند وقتی شوکی به آنها وارد شود کمتر رنج می‌کشند...
  • تو در مورد دلتنگی واقعی چیزی نمیدونی چون این تنها زمانی اتفاق می افته که کسی رو بیشتر از خودت دوست داشته باشی !
  • عشق به سراغم آمد همانطور که بیماری می آید، بی آنکه بخواهم، بی آنکه به آن اعتقادی داشته باشم، خلاف میلم و بی آنکه بتوانم از خودم دفاع کنم و بعد...
منتشرشده در کتاب
شنبه, 07 مرداد 1396 16:09

هویت / میلان کوندرا

هویت رمان گیرا و جذاب از نویسنده چک-فرانسوی، میلان کوندرا است که در سال ۱۹۹۸ به زبان فرانسوی انتشار یافته است. کوندرا در این کتاب به مسائلی چون شناساندن،روابط انسانی،جستجوی هویت و ملال و عشق می پردازد.
آن چیزی که در این رمان نیز به مانند سایر آثار کوندرا به چشم می خورد، پرداختن نویسنده به مسائل روانشناختی، فلسفی سیاست، ادبیات و تاریخ به صورت توامان است، همان روندی که باعث شده کوندرا به جای حرکت طولی در داستان و پرداخت صرف به عناصر داستان در عرض و عمق داستان حرکت می کند.این همان ویژگی است که باعث فاصله گرفتن داستان از فضای سنتی و کلاسیک می شود.
ژان مارک و شانتال شخصیت های اصلی داستان زن و شوهری هستند که با عشق کنار یکدیگر زندگی می کنند تا روزی که شانتال با گفتن جمله "دیگر مردها برای دیدن من سر بر نمی گردانند" جریان و روند زندگی را یه سوی دیگری می کشاند.
ژان مارک برای برگرداندن اعتماد به نفس و روحیه به همسرش برای وی از سوی مردی ناشناس نامه هایی می نویسد که در آنها از زیبایی و جذابیت شانتال تعریف میکند، شانتال این نامه ها را در کمد خود پنهان می کند غافل از اینکه همسرش نویسنده تمام نامه ها بوده است.
شانتال با فهمیدن موضوع همسرش را ترک می گوید و ژان مارک در می یابد که چه سوءتفاهم بزرگی رخ داده است.در هویت میلان کوندرا مرز بین خیال و واقعیت از جایی به بعد قابل تشخیص نیست و این موضوع نیز درگیری خواننده با رمان را دو چندان می کند.


در متن می خوانیم:

  • من می‌توانم دو چهره داشته باشم، اما نمی‌توانم در آن واحد هر دو را داشته باشم. در برابر تو چهره ای دارم که شوخ است. زمانی که در دفتر کارم هستم، چهره ای جدی دارم.
  • احساسات وجود دارند و از دست هرگونه عیبجویی می‌گریزند. می‌توان خود را از کاری، یا از به زبان آوردن سخنی، سرزنش کرد، اما نمی‌توان به سبب داشتن فلان یا بهمان احساس مورد سرزنش قرار داد، ولو به این دلیل ساده که هیچ تسلطی بر آن نداریم.
  • دوستیِ تهی شده از محتوای سابقش، امروز مبدل به قرارداد احترام متقابل و به طور خلاصه مبدل به قرار داد رعایت ادب شده است.پس بی ادبی است که از دوست چیزی بخواهیم که او را به زحمت اندازد یا برایش ناخوشایند باشد.
  • بهتر است فریاد برآوریم و مرگ خود را جلو بیاندازیم، یا سکوت کنیم و جان دادن تدریجی خود را طولانی تر سازیم.
  • واژه "زندگی" شاهِ واژه هاست، شاه واژه ای در میان واژه های دهان پرکن دیگر: واژه "ماجرا"! واژه "آینده "! واژه "امید"!
  • برای آنکه من کوچک نگردد، برای آنکه حجمش حفظ شود، باید خاطرات را، همچون گل های درون گلدان، آبیاری کرد، و این مستلزم تماس منظم با شاهدان گذشته، یعنی دوستان است. آن‌ها آینه‌ی ما هستند، حافظه‌ی ما هستند.
منتشرشده در کتاب

ثبت نام کتاب‌فروشی‌ها در طرح «تابستانه کتاب» در سراسر کشور آغاز شد.


به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، کتاب‌فروشان می‌توانند تا ۳۰ تیرماه با مراجعه به سایت خانه کتاب به نشانی www.ketab.ir ر طرح «تابستانه کتاب» ثبت نام کنند.
در این طرح سقف تخفیف برای هر کتاب‌فروشی حداقل ۲۰ میلیون ریال و سقف مجاز خرید برای هر خریدار حداکثر ۱ میلیون ریال است. خریدار می‌تواند در چند نوبت و از چند کتاب‌فروشی، کتاب‌های عمومی را با ۲۰ درصد تخفیف و کتاب‌های کودک و نوجوان را با ۲۵ درصد تخفیف از کتاب‌فروشی‌های عضو طرح «تابستانه کتاب» خریداری کند.
سقف یارانه در این طرح براساس معیارهایی چون موقعیت جغرافیایی، متراژ کتاب‌فروشی، تعداد کتاب و میزان فروش در طرح‌های قبل، تغییر خواهد کرد.
کتاب‌فروشی‌های شرکت‌کننده در طرح باید دارای پروانه کسب با تاریخ معتبر باشند. در صورت تازه‌تأسیس بودن کتاب‌فروشی حداکثر تا یک سال کتاب‌فروش می‌تواند با نامه تأیید از اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان مبنی بر در شرف دریافت پروانه، نسبت به ثبت نام اقدام کند.
همچنین نظر به مکانیزه بودن طرح، کتاب‌فروشی‌ها باید به رایانه مجهز بوده و دسترسی کامل به اینترنت داشته باشند. کتاب‌های فروخته‌شده باید آنلاین و همزمان با فروش در سایت (ketab.ir) ثبت شوند.
نصب پوستر طرح، در ورودی و محل قابل رویت فضای کتاب‌فروشی تا پایان طرح مذکور الزامی است.
همچنین، ارتکاب هر یک از موارد زیر در طرح اعطای تسهیلات به کتاب‌فروشی‌ها تخلف محسوب می‌شود:
واگذاری کتاب‌فروشی به غیر
ارائه اطلاعات نادرست در اسناد ثبت نام کتاب‌فروشی
ثبت کتاب خارج از زمان خرید
کتاب‌فروشی ملزم به ارائه اطلاعات واقعی خریداران اعم از نام و نام خانوادگی، کد ملی، شماره تلفن همراه و ارائه دیتای واقعی است
فروش کتاب‌های آموزشی، کمک آموزشی، نایاب، افست، فاقد شماره شابک و کتاب‌هایی که در سایت خانه کتاب موجود نباشند
امکان خرید بیش از دو نسخه از یک عنوان برای هرخریدار وجود ندارد
عدم تطابق اطلاعات کتاب‌ها و فروش
تفاوت غیرمتعارف قیمت کتاب با قیمت درج‌شده در فاکتور
تطبیق نداشتن تعداد کتاب‌های فروخته‌شده با تعداد درج‌شده در فاکتور
فروش محصولات غیر از کتاب و ثبت اطلاعات کتاب در فاکتور
عدم ارائه تخفیف طرح به مشتری
فروش کتاب‌های غیرمشمول در طرح و ثبت عناوین دیگر در فاکتور خریدار
جعلی بودن مشخصات خریدار
رعایت نکردن دستورالعمل‌های ابلاغی از سوی مؤسسه خانه کتاب

منتشرشده در اخبار

سی و دومین طرح مبادله کتاب از امروز در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی کتابخانه حسینیه ارشاد، سی و دومین طرح مبادله کتاب از امروز شنبه ۹ اردیبهشت در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد برگزار می شود.
این طرح هر ۶ ماه یک بار برپا می شود و علاقه مندان می توانند، برای شرکت در این طرح، کتاب های بدون استفاده خود را از نظر محتوایی و کیفی مناسب باشند، با کتاب های این کتابخانه مبادله کنند.
فهرست منابع کتابخانه که در طرح مبادله قرار دارند، در سایت کتابخانه به آدرس www.hepl.ir قابل مشاهده است. شرکت در این طرح برای عموم علاقه مندان آزاد است و کتابخانه از پذیرش کتاب‏ های مستعمل، کهنه و ناقص و استثنائاً در این هفته از پذیرش کتاب‏ های اهدایی معذور است.
در این دوره همچنین کودکان می توانند، علاوه بر مبادله کتاب هایشان با کتاب های کتابخانه، برای پنجمین بار کتاب هایشان را با یکدیگر مبادله کنند.
سی و دومین دوره طرح مبادله کتاب از امروز شنبه ۹ اردیبهشت تا روز جمعه ۱۵ اردیبهشت از ساعت ۹ تا ۱۴ در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد واقع در خیابان دکتر شریعتی اجرا می شود.

منتشرشده در اخبار
چهارشنبه, 06 ارديبهشت 1396 09:50

چطور در یک سال ۱۰۰ جلد کتاب بخوانیم؟

داریوش فوروکس، نویسنده ی کتاب «برنده ی جنگ درونی»، یکی از ستون های محبوب روزنامه ی «هافینگتن پست» را می نویسد و در وب سایت شخصی اش هم ایده ها و روش هایی را برای مقابله با تعلل و بالا بردن بهره وری شخصی مطرح می کند. یادداشت های او از پرخواننده ترین ستون های «هافینگتن پست» محسوب می شود. مطلب زیر یکی از همان یادداشت هاست.

دوست دارید فهرست کتاب هایی که در یک سال می خوانید بلندتر باشد؟ آیا هرگز برایتان پیش آمده کتابی را بخرید که هیچ وقت نخوانیدش؟ این اتفاق ممکن است برای خیلی از کتاب هایی که در طول سال می خرید بیفتد؟
اگر شما هم کمتر از آن چیزی که دلتان می خواهد کتاب می خوانید، بدانید که تنها نیستید. سال گذشته به صفحه ی شخصی ام در وب سایت گودریدز سر زدم و تازه متوجه شدم که در ۲۰۱۴ تنها پنج کتاب خوانده ام. این نتیجه حسابی ناامیدم کرد. برای همین هم دنبال راهکارهایی برای آن گشتم.
آیا می شود سالی صد کتاب خواند؟ چرا باید سالی صد کتاب بخوانیم؟ شاید جواب همین باشد، به قول بیسمارک، احمق ها از تجربه کردن یاد می گیرند و من ترجیح می دهم از تجربه ی دیگران یاد بگیرم.

زیاد کتاب بخرید
پولی که برای خریدن کتاب می دهید در واقع هزینه ای است که برای کتاب خواندن کرده اید. هر کسی می تواند زمان کافی برای کتاب خواندن را برای خودش بسازد. اگر شما پول ندارید می توانید یک چیزهایی را عوض کنید و صرفه جویی کنید.
اراسموس هلندی یک جایی گفته: وقتی پول کمی دارم، کتاب می خرم و از آن پولی که باقی می ماند لباس و غذا می خرم.
مطمئن باشید پول و زمانی که صرف کتاب می کنید ارزشش را دارد. من که هیچ سرمایه گذاری بهتری به عقلم نمی رسد. کتاب خریدن فقط وقتی اتلاف محض سرمایه است که هیچ وقت آنها را نخوانید.
اگر می خواهید بیشتر بخوانید باید کتاب بیشتری بخرید. بعضی ها خیلی راحت دویست دلار برای خرید یک جفت کفش نو پول می دهند، اما به نظرشان احمقانه است که در طول یک سال بیست جلد کتاب از وب سایتی سفارش بدهند.
مسأله ساده است: اگر شما کتاب بیشتری در خانه داشته باشید، انتخاب های بیشتری دارید و این به مطالعه ی بیشتر شما کمک می کند.
بیشتر کتاب هایی که می خوانید طبق برنامه نیستند. اما وقتی کتابی را می خوانید بد نیست که کتاب های دیگر مرتبطی از همان جنس در دسترستان باشد.
مثلاً وقتی کسی می خواهد درباره ی رواقیون بخواند با این سؤال روبه رو می شود که اول باید کدامشان را بخواند؟ سنکا؟ اوریپیدوس یا کدام یکی دیگر از آنها را؟ و خب جواب من این است که همه شان را بخر و همه شان را بخوان. اگر کتاب هایی که می خواهید بخوانید دم دست داشته باشید، هیچ فرصتی را برای خواندنشان از دست نمی دهید و بهانه برای کتاب نخواندن خیلی کم می شود.

همیشه در حال خواندن باشید
اگر نمایشنامه یا نمایش «گلن گری، گلن گراس» اثر دیوید ممت را خوانده یا دیده باشید احتمالاً یادتان مانده که فروشنده می گوید «همیشه بسته باش». این شعار برای فروشنده ها و کارآفرین ها کاربرد دارد. من با شعار متفاوتی زندگی می کنم: «همیشه بخوان.»
حالا هر روز حداقل یک ساعت در طول روزهای هفته کتاب می خوانم و آخر هفته و تعطیلات بیشتر از اینها.
پیدا کردن راه هایی منطبق با شرایط زندگی تان بهترین روش است برای اینکه بهانه هایی مثل خستگی یا زیادی شلوغ بودن از پیش رویتان حذف بشود.
همیشه کتاب خواندن به این معناست:
در قطار و مترو.
درحالی که دارید به نوزادتان شیر می دهید.
وقتی دارید غذا می خورید.
در مطب دکتر.
و در محل کارتان.
از همه مهم تر در تمام آن لحظه هایی که اطرافیانتان دارند برای صدوسیزدهمین بار صفحه ی فیس بوکشان را چک می کند یا اخبار را تماشا می کنند، می توانید کتاب بخوانید.
با این روش شما می توانید در طول یک سال بیش از یکصد کتاب بخوانید. بیشتر مردم در طول یک ساعت پنجاه صفحه از یک کتاب معمولی را می توانند بخوانند، با این وصف اگر شما هم ده ساعت در هفته کتاب بخوانید، سالی بیش از ۲۶ هزار صفحه مطالعه کرده اید و اگر هر کتاب را متوسط ۲۵۰ صفحه در نظر بگیریم، تقریباً ۱۰۴ کتاب در یک سال خوانده اید.
پس حتی اگر در طول سال وقفه ای دوهفته ای هم برایتان اتفاق بیفتد، باز هم به عدد صد کتاب در سال می رسید.
و این همان بازگشت سرمایه ای است که در کتابفروشی خرج کرده اید.

روی موضوعات مورد علاقه تان متمرکز بشوید
تابه حال برایتان پیش آمده سراغ کتابی بروید که همه متفق القول درباره ی شگفت انگیز بودنش حرف می زنند و بعد وقتی شما دست می گیریدش اصلاً جذبتان نمی کند؟ شخصاً فقط برای اینکه شنیده ام بقیه ی مردم حسابی جذب کتابی شده اند سراغ کتابی نمی روم.
همه ی کتاب ها برای همه ی آدم ها جذاب نیستند. کتابی ممکن است پرفروش باشد، اما اصلاً شما را جذب نکند و شاید اصلاً در حال حاضر در حال وهوای خواندن چنین اثری نباشید.
کتاب هایی را انتخاب کنید که به علاقه مندی ها و کار و زندگی شخصی تان نزدیک هستند و می توانید با موضوعش احساس نزدیکی کنید. وقتتان را با رفتن دنبال موضوعاتی که احتمال علاقه مندی تان به آنها صفر است هدر ندهید.
در عوض کتاب هایی را انتخاب کنید که به حرفه تان یا سرگرمی هایتان مربوط می شوند. سراغ کتاب ها به خاطر اینکه پرفروش یا کلاسیک هستند نروید و در جست وجوهایتان علاقه مندی شخصی با موضوع را در اولویت قرار بدهید.

همزمان چند کتاب مختلف در برنامه ی کتابخوانی تان بگذارید
هیچ قانونی برای اینکه چطور مطالعه کنید وجود ندارد. حتی می توانید پنج کتاب را با هم بخوانید. ممکن است پنجاه صفحه از کتابی را صبح یک نفس بخوانم و عصر همان روز کتاب دیگری را بخوانم. مسأله ترجیح شماست. ممکن است کتابی دست بگیرید که دشوار و سخت باشد و طبیعی است که کنار این کتاب اثر سبک تر و آسان فهم تری هم بگذارید تا وقتی ذهنتان یاری نمی کند، سراغ آن یکی بروید. برای مثال در مطالعه ی شب هنگام و پیش از خواب، من ترجیح می دهم سراغ اثر داستانی بروم یا شرح حال بخوانم. در واقع کتابی را که لازم است جاهایی از آن را خط بکشم یا کاغذ و قلم کنار دستم بگذارم به رختخواب نمی برم.

دانشی را که به دست آورده اید حفظ کنید
از دانش و درکی که از مطالعه به دست آورده اید استفاده کنید. باید اطمینان حاصل کنید که از زمانی که صرف کسب این درک کرده اید در زندگی روزمره بهره می برید.
جدا از این درباره ی بعضی از کتاب ها اینکه قلمی برای حاشیه نویسی یا یادداشت برداشتن همراهتان باشد کارآمد است و اگر به نسخه های الکترونیکی هم عادت کرده اید که این امکان فراهم است. وقتی کتابی را تمام می کنید برگردید و با خودتان مرور کنید و به پردازش آنچه برایتان باقی مانده بپردازید.

برگردان علیرضا شهمیرزادیان
منبع: هافینگتون پست

منتشرشده در اخبار

کتاب خواندن برای کودکان کم‌سن و سال، امری مفید و پسندیده است اما تاثیر این کار بسیار فراتر از گذران وقت با کودک و تحکیم روابط خانوادگی است.

به گزارش ایسنا، «هافینگتون پست» نوشت: «جیل الکساندر» پزشک متخصص کودکانی است که باور دارد کتاب‌خوانی برای کودکانی که هنوز سال‌ها با مدرسه فاصله دارند، در آینده تحصیلی آن‌ها تاثیر شگرف و مهمی دارد.
او معتقد است این کار با اثر طولانی‌مدتی که بر ذهن کودک می‌گذارد،‌ می‌تواند سرنوشت او را تغییر دهد. «الکساندر» در این‌باره گفت: ما می‌دانیم که ۹۰ درصد رشد مغزی پیش از سن پنج‌سالگی رخ می‌دهد. اگر تا زمان مدرسه رفتن کودکان صبر کنیم، خیلی دیر می‌شود.
او افزود: کودکانی که در کودکی برای‌شان کتاب خوانده نشده، وقتی وارد مدرسه می‌شوند، با مشکلات بیشتری مواجه می‌شوند. آن‌ها با بچه‌هایی که در خانه برای‌شان کتاب خوانده شده به اندازه ۳۰ میلیون کلمه فاصله دارند.
این پژوهشگر در ادامه گفت: اگر آن‌ها در مهدکودک برای یادگیری آماده نباشند، تا کلاس سوم در سطح آن مقطع رشد نمی‌کنند و اگر این جریان به کلاس چهارم و پنجم هم کشیده شود، آن کودک با گریز از مدرسه و ترک تحصیل مواجه می‌شود.

منتشرشده در اخبار

شماری از نویسندگان بریتانیایی طرح دولت برای نجات کتابخانه‌ها را ضغیف خواندند و جایگاه بریتانیا در میان کشورهای توسعه یافته را از این نظر بسیار پایین دانستند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، نویسندگان بریتانیایی طرح ۴ میلیون پوندی دولت برای سرمایه‌گذاری در کتابخانه‌های عمومی را ناکافی خواندند.
پاتریک گیل و مارک بیلینگام از جمله نویسندگانی هستند که دولت را برای اختصاص مبلغ ۴ میلیون پوند برای حمایت از کتابخانه‌های عمومی محکوم و آن را تلاش برای «ماستمالی کردن موضوع» توصیف کردند. آن‌ها معتقدند اختصاص این مبلغ هیچ کمکی به بحران فزاینده کتابخانه‌های عمومی نمی‌کند.
فرانچسکا سیمون نیز با انتقاد از این طرح آن را برای نجات‌بخشی کتابخانه‌های عمومی ناکافی خوانده است.
در عین حال بیلینگام گفته است: سخت نیست که درک کنی این طرح عاملی برای استتار دولت است تا آن‌هایی را که مدت‌ها برای نجات کتابخانه‌ها تلاش کرده‌اند، آرام کند. در حالی که دولت به طور مداوم در حال کاهش کمک‌ها به این بخش است.
وی در حالی که افزود از این طرح دچار افسردگی شدید شده، گفت: این ماستمالی کردن مرا واقعا آزار می‌دهد.
این در حالی است که شورای هنر انگلستان و نیز دپارتمان فرهنگ، رسانه و ورزش اعلام کرده‌اند به ۳۰ کتابخانه محلی در مجموع ۳.۹ میلیون پوند اختصاص می‌دهند تا خدمات عمومی کتابخانه‌ها را افزایش دهند.
برخی از مراکز دریافت کننده این کمک مالی شامل کتابخانه گرینیویچ برای ایجاد بخش دیجیتال ادبیات کودکان با مبلغ ۱۲۵ هزار پوند و نیز کتابخانه مرکزی هال برای ایجاد مرکز الکترونیک با دریافت مبلغ ۵۰ هزار پوند و مرکز نورفولک با دریافت مبلغ ۹۸ هزار پوند هستند.
بیلینگام افزود: نسبت به این طرح هیچ خوش‌بینی ندارم چون کتابخانه‌ها در سال گذشته ۲۵ میلیون پوند از منابع حمایتی خود را از دست دادند و این روند در ۱۰ سال اخیر ادامه داشته است.
گیل نیز که ساکن کورنوال است در این باره می‌گوید: این منطقه با مشکلات بسیار عدیده در این زمینه روبه روست و از مناظق محروم کشور در این زمینه محسوب می‌شود. وی افزود: در حالی که جای کتاب‌ها در قفسه‌ها خالی است ما با این طرح‌ها بازی داده می‌شویم. وی با تاکید بر افزایش تعداد بزرگسالان بی‌سواد گفت: وجود کتابخانه‌ها می‌تواند به پر کردن این شکاف‌ها کمک کند و بزرگسالان می‌توانند با استفاده از این کتابخانه‌ها بدون این که احساس کنند قضاوت می‌شوند، راه شان را پیدا کنند.
سیمون نیز با حمایت از گفته‌های گیل گفت: کتابخانه‌ها پیش از هر چیز باید باز بمانند و از کتابداران متخصص بهره بگیرند و قفسه‌ها از کتاب خالی نشوند. وی گفت: باید متوجه باشیم از سال ۲۰۱۰ تاکنون بیش از ۱۸۰ میلیون پوند از منابع مالی کتابخانه‌ها حذف شد و ۴۰۰ کتابخانه تعطیل شده‌اند.
پیت جیمز نویسنده آثار جنایی نیز حمایت مالی از کتابخانه‌ها را حیاتی خواند و گفت: بریتانیا در جهان توسعه یافته به طرز حیرت‌آوری از نظر سطح سواد در حال پایین رفتن است و در میان ۲۴ کشور توسعه یافته در مکان ۲۲ قرار دارد.

منتشرشده در اخبار

محققان موفق به ارائه یک روش درمانی جدید برای تسکین دردهای مزمن شده‌اند.

به گزارش ایسنا به نقل از مدیکال نیوز تودی، دردهای مزمن میلیون‌ها نفر از افراد در ایالات متحده را تحت تاثیر قرار داده و به شدت می‌تواند در عملکرد روزانه این افراد اختلال ایجاد کند.
محققان دریافته‌اند که استراتژی مطالعه مشارکتی(shared reading) می‌تواند سبب کاهش دردهای مزمن در افراد شود.
مطالعه اشتراکی، یک کار تعاملی است که در آن گروه‌های کوچکی از افراد دور هم جمع شده و داستان‌های کوتاه، شعر و ادبیات را با صدای بلند می‌خوانند.
محققان این پژوهش دریافتند که با استفاده از ادبیات که خاطرات و تجارب زندگی مانند روابط مختلف و دوران کودکی را یادآوری می‌کند می‌توان دردهای مزمن را حتی بیشتر از روش رفتار درمانی شناختی(CBT) کاهش داد.
تعریف درد مزمن عبارت است از هر نوع دردی که حداقل به مدت 12 هفته طول بکشد. این دردها در حدود 100 میلیون نفر از افراد در آمریکا را تحت تاثیر قرار داده است.
کمردرد، سردرد شدید یا میگرن و درد گردن شایع‌ترین اشکال درد هستند که در این میان درد کمر علت اصلی ناتوانی افراد در آمریکا است.
تعداد داروهایی که می‌تواند دردهای مزمن را تسکین دهد بسیار زیاد بوده اما آنها همیشه موثر نبوده و بیماران به طور فزاینده ای به استراتژی‌های غیر دارویی مانند CBT، برای کمک به کاهش درد متوسل می‌شوند.
CBT یک شکل از درمان است که هدف آن تغییر فکر و رفتار به منظور مدیریت بهتر مسائل روحی و جسمی است. مطالعات نشان داده‌اند که این روش ممکن است در درمان دردهای مزمن موثر باشد اما نتایج آن کوتاه مدت است.
در این پژوهش محققان به منظور بررسی تاثیر این روش درمانی، دو گروه که مبتلا به دردهای مزمن هستند را با یکدیگر مقایسه کردند.یکی از گروه‌ها تحت درمان CBT و گروه دیگر با روش درمانی "مطالعه مشارکتی" درمان شدند.
شرکت کنندگان با درد شدید مزمن برای این مطالعه انتخاب شدند. برخی از این شرکت کنندگان به مدت 5 هفته تحت درمانCBT و به موازات آنها افراد دیگر به مدت 22 هفته تحت درمان "مطالعه مشارکتی" قرار گرفتند.
پس از انجام این دو روش درمانی مشخص شد افرادی که تحت درمان مطالعه مشارکتی قرار گرفتند بعد از گذشت دو روز شاهد بهبودی بودند.
به گفته محققان این پژوهش، این استراتژی درمانی می‌تواند یک رویکرد غیر دارویی برای درمان دردهای مزمن باشد.
این محققان نتایج پژوهش خود را اخیرا در مجله Medical Humanities به چاپ رسانده اند.

منتشرشده در اخبار

بنا بر تحقیقات اخیر که نشریه Brain Connectivity آن را منتشر کرده است، خواندن یک داستان تخیلی می‌تواند عملکرد مغز را برای مدت پنج روز تقویت کند.

طی یک نظرسنجی که توسط محققان دانشگاه Emory صورت گرفت، از دانشجویان خواسته شد رمان هیجانی و تاریخی «پمپی» را بخوانند. داستان پمپی درباره تلاش مردی برای نجات معشوقه‌اش از آتش‌فشان «وزو» در 79 سال قبل از میلاد مسیح است. طی یک دوره نوزده‌روزه از شرکت‌کنندگان اسکن مغزی fMRI گرفته شد. ابتدا فعالیت مغز در روزهای اول مطالعه، ثبت شد. سپس طی یک دوره 9 روزه، قرار شد هر شب یک بخش از کتاب خوانده شود. به گفته گرگوری برنز، سرپرست تیم مطالعه صبح روز بعد از مطالعه هر بخش، اسکن مغزی فعالیت بیشتر قشر گیجگاهی سمت چپ مغز را نشان می‌داد که درواقع ناحیه‌ای از مغز است که مربوط به درک زبان است.
همچنین افزایش عملکرد در منطقه حسی مغز دانشجویان نشان داده شد. تغییرات عصبی مشاهده‌شده حاکی از انتقال شخصیت قهرمان داستان به خواننده است.
البته ما از قبل می‌دانستیم که یک رمان خوب، می‌تواند به شما احساسات و قالب شخصیتی دیگری را منتقل کند! اما آنچه تازگی دارد این است که رمان‌ها پا از این حد فراتر نهاده و می‌توانند باعث تغییرات بیولوژیکی هم بشوند!
همان‌طور که عضلات حافظه‌دارند و نوع حرکت فیزیکی را حفظ می‌کنند، مغز نیز وضعیتی مشابه دارد که به آن «فعالیت سایه» گفته می‌شود. این بخش تا مدتی پس از خواندن یک کتاب همچنان تحت تأثیر باقی می‌ماند. اسکن مغزی fMRI در مورد 21 دانشجوی شرکت‌کننده در آزمایش بعد از اتمام مطالعه نیز ادامه داشت و آثار مطالعه تا پنج روز پس از پایان آن به‌طور محسوسی قابل‌مشاهده بود.
پس همین حالا یک کتاب بردارید! هرلحظه ممکن است که قدرت مغزی شما شکوفا شود! در بدبینانه‌ترین حالت، دست‌کم «هری پاتر» را یک‌بار دیگر خوانده‌اید!

منتشرشده در اخبار
صفحه1 از6