کتاب "عشق در زمان وبا" (عشق سالهای وبا) اثر گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات که اولین بار در سال ۱۹۸۵ به زبان اسپانیایی منتشر گردید و در سال ۱۹۸۸ ترجمه آن به زبان انگلیسی و در سال ۲۰۰۷ نیز فیلمی با اقتباس از آن ساخته و روانه بازار شده است.
محور اصلی کتاب روایت داستان عشق یک پسر به نام فلورنتینو به فرمینا دازا است که علیرغم مخالفت‌‌های پدر فرمینا و دوری این دو از هم برای مدت چند سال باقی می‌ماند. اما فرمینا در ادامه داستان با مردی به نام اوبرینو که پزشکی محقق و به دنبال ریشه کن کردن وبا می‌بوده ازدواج می‌کند. فلورنتینو پس از ازدواج معشوقه‌اش به خود قول می‌دهد تا عشق او را در درون خود تا ابد زنده نگه داشته و به آن وفادار بماند.
سال‌ها می‌گذرد و فلورنتینو با وجود روابط دوستی متعددی که با زنان بر قرار می‌کند به عقیده خود هنوز به عشق فرمینا احترام می‌گذارد و ازدواج نمی‌کند و تمام تلاش خود را انجام می‌دهد تا معشوقه‌اش از این آشنایی‌ها بویی نبرد. یک روز اوبرینو که برای پایین آوردن سگ از روی درخت بر بالای نبردبان رفته‌بود سقوط کرده و فوت می‌کند و فلورنتینو بعد از مراسم خاکسپاری عشق خود به فرمینا را مجدداً ابراز کرده و فرمینا به این عشق پاسخ مثبت می‌دهد.
برخی از منتقدین به این موضوع اشاره کرده‌اند که مارکز در کتاب عشق سال‌های وبا به بیان داستانی تکراری و مرسوم پرداخته در حالی که خود وی در خصوص کتابش به خوانندگان اینگونه هشدار می‌دهد که: "شما باید مراقب باشید، تا در دام من گرفتار نشوید."
بنظر منتقدان ادبی، مارکز در رمان عشق سال‌های وبا به دنبال این است که بیماری عشق را توصیف نماید. وی عشق را به مانند بیماری می‌داند که می‌تواند همانند وبا گریبان‌گیر قربانیانش بشود. مارکز این موضوع را در این رمان به خوبی توصیف کرده است. سوال اصلی کتاب این است که، آیا میل و اشتیاق زیاد به عشق کمک می‌کند یا تبدیل به مانعی در راه عشق می‌شود؟ فلورنتینو و اوبرینو نمایندگان شخصیت‌ هایی هستند که در دو سر طیف هوس‌ورزی و اشتیاق قرار دارند و فرمینا شخصی است که پاسخش به این سؤال به مهمترین انتخاب زندگیش و دلیل اصلی نوشتن این کتاب تبدیل می‌گردد.

 

در متن می خوانیم :

  • فلورنتینو آریثا بدون این که به خود رحم کند هر شب نامه می نوشت. نامه ای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی، و هر چه سعی می کرد نامه هایش بیش تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه اش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می رسیدند، شباهت پیدا کنند، نامه ها طولانی تر و دیوانه وارتر می شدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود، رفته رفته نگران سلامتی او می شد. وقتی از اتاق خواب صدای بانگ اولین خروس ها را می شنید به طرف او فریاد می کشید: " داری عقلت را از دست می دهی، مغزت معیوب می شود، هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت این همه عشق را داشته باشد.
  • عقل موقعی به سراغ آدم می آید که دیگر خیلی دیر شده است.
  • ما مردها برده های عقاید قدیمی خود هستیم، ولی وقتی يك زن تصمیمش را بگیرد، هیچ سدی وجود نخواهد داشت. قلعه های نظامی را جلوی پای خود نابود می‌کند، اصول اخلاقی را زیر پا می‌گذارد و ریشه کن میکند. خداوند هم جلودارش نیست.
  • به این نتیجه رسیده بود که جهان مملو از بیوه زنهای خوشبخت است. دیده بود که در مقابل جنازه شوهر از غم و غصه هلاک می‌شوند و دست به دامن خدا می‌برند تا در همان تابوت شوهر دفن شوند، چون بدون او نمی توانستند با آینده روبرو شوند، ولی بعد رفته رفته همان طور که با واقعیت زندگی جدید خود خو می گرفتند، از آن یک مشت خاکستر زنده تر از سابق، با شور و شعفی جوانانه جوانه می زدند.
  • قلب خاطرات بد را کنار می‌زند و خاطرات خوش را جلوه می‌دهد، و درست از تصدق همین فریب است که می‌توانیم گذشته را تحمل کنیم.
  • تنها در صورتی در لحظه مرگ افسوس خواهم خورد که مرگم به خاطر عشق نباشد.
منتشرشده در کتاب

سمینار «خوانش رمان» یا چه کتابی را چه گونه بخوانیم؟ روز پنجشنبه ۱۱ آبان در موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، سمینار «خوانش رمان» یا چه کتابی را چه گونه بخوانیم؟ روز پنجشنبه ۱۱ آبان در موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم برگزار می شود.
در فراخوان این سمینار که به صورت رایگان برگزار می شود، آمده است:
«با حوصله بخوانید! این روزها متاسفانه بیشتر از پیشینه ادبی و تاریخ رمان و داستان ذوق و سلیقه است که بر خوب و یا بد بودن کتابی تسلط پیدا کرده. هرچند ذوق و سلیقه لازم است اما پرسش این است که ذوق و سلیقه برآمده از کدام تاریخ و کدام سنت؟ برای تشخیص درستی و یا نادرستی ذوق ادبی چاره ای نیست جز بررسی چگونه خواندن های مان و چگونه انتخاب کردن های ما. پس این همایش قدمی است ابتدایی و کوتاه اما لازم در جهت چگونه خواندن و چگونه تصحیح کردن ذوق و سلیقه ادبی تا در انتخاب هامان کم تر دچار لغزش بشویم. بسته به اینکه تعریف ما از داستان و یا رمان چه باشد، نوشتن داستان در ایران و چاپ آن به شصت یا هفتاد سال می رسد و لزوما درباره ادبیات جهان باید به پیشینه و تجربه بسیار بیشتری نسبت به ادبیات داستانی ایران معتقد باشیم.»
هدف از برگزاری این همایش آشنایی با ادبیات داستانی ایران و پیشگامان آن و آثار ایشان است و در کنار این آشنایی مهم ترین چیزی که باید این روزها همه ما به آن بپردازیم روش صحیح خواندن است.
سخنرانی این همایش به عهده منیرالدین بیروتی خواهد بود.
این برنامه روز پنجشنبه ۱۱ آبان از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم واقع در خیابان شریعتی، بالاتر از ملک، پلاک۵۶۹ برگزار می شود.

منتشرشده در اخبار

"راز فال ورق"، رمانی بسیار خواندنی نوشته "یوستین گوردر"، نویسنده نروژی است. نویسنده توانایی که با کتاب "دنیای سوفی" آوازه ای جهانی یافت و در اثر حاضر با شیوه ای خارق العاده جریان کلی حاکم بر فلسفه غرب را در ماجرای سفری کوتاه بیان نموده و در قالب داستانی دلنشین و خیال انگیز به تصویر کشیده است.
داستان رمان در مورد پدر و پسری (هانس توماس) است که سال ها پیش مادر پسر (ماما) آنها را ترک کرده و دیگر خبری از او ندارند تا یک روز در یک مجله ی مُد، خبری از او پیدا می کنند.
پدر و پسر روانه یک سفر زمینی در طول اروپا با ماشین شان می شوند تا ماما را پیدا کنند و به خانه بیاورند.
در طول سفر هانس توماس به یک کوتوله برخورد میکند و یک ذره بین از او دریافت می کند و کمی بعد در یک نانوایی کلوچه هایی به او داده می شود که درون یکی از کلوچه ها کتابی کوچک پیدا می کند و روایت اصلی داستان از اینجا شروع می شود...
هانس توماس با ذره بینش شروع به خواندن کتاب کلوچه ای می کند که چگونه ملوانی بازمانده از یک کشتی به یک جزیره نجات پیدا میکند یک جزیره عجیب و جادویی و او در آنجا تنهاست و سال ها آنجا فقط با ورق ها تنها بود و به ورق ها شخصیت داد تا یک روز آنها وجود پیدا کردند همه ورق ها و آخر از همه ژوکر (جوکر) وجودیت پیدا کرد و...

هر فصل این کتاب به یک ورق نسبت داده شده است و یوستین گوردر یک شاهکار خلق می کند. او در این کتاب مبانی و مفاهیم عمیق فلسفی را در قالب یک داستان و به زبان ساده بیان می کند.
یوستین گوردر از داستان ها و شهرهای فلاسفه می گوید و اصلی ترین پرسش های انسان را که "ما کی هستیم؟ از کجا آمده ایم؟ و به چه شکل وجودیت پیدا کرده ایم؟" و رابطه بین خدا و مخلوق، جایگاه انسان، تفکرات فلسفی فلاسفه از سقراط تا بحث های جالب نیچه را فقط در مکالمات ساده بین پدر و پسر و در یک کتاب کلوچه ای که بین ژوکر و ملوان ردوبدل می شود، بیان می کند.
در قسمتی از پشت جلد کتاب آمده است:
یوستین گوردر در این کتاب نیز چون اثر پرآوازه دیگرش، دنیای سوفی، توانایی ادبی خود را در آمیختن جهان‌های واقعی و تخیلی و جهش از یکی به دیگری و نیز درهم بافتن داستانی پر فراز و فرود را با پرسش‌هایی فلسفی و هستی‌شناختی، نشان می‌دهد.

این کتاب برای کسانی که به فلسفه علاقه دارند ولی از بحث های سنگین عاجزند بسیار مناسب است.

 

قسمت هایی از متن کتاب

  • او عقیده داشت هرچه زن زیباتر باشد، در پیدا کردن خودش با مشکلات بیشتری روبه‌رو خواهد شد.
  • پنج میلیارد آدم روی این کره ی خاکی زندگی می کنند ولی آدم فقط عاشق یکی از آنها می شود. یک انسان به خصوص. هیچ وقت هم دوست ندارد او را با کس دیگری عوض کند.
  • زمان نه می گذرد و نه صدایی دارد، آنکه می گذرد ما هستیم و آنچه صدا می دهد ساعتمان است.
  • پدر گفت: شاید با یک مریخی برخورد نکنی، اما به احتمال زیاد روزی با خودت برخورد خواهی کرد. روزی که این اتفاق بیوفتد نیز احتمالا از ترس جیغ کوتاهی خواهی کشید. و چنین واکنشی کاملا درست است چون این قضیه که تو درک کنی یک موجود زنده ی ساکن در یک سیاره، بر جزیره ای کوچک در کاینات هستی، هر روز برایت اتفاق نمی افتد.
  • زمان که می گذرد خاطرات شناور می شوند و از کسی که روزگاری آن ها را خلق کرده است، بیشتر و بیشتر فاصله می گیرند، تردید نیز همیشه دزدانه به ذهن راه می یابد.
  • نشسته بودم و فکر می کردم چقدر غم انگیز است که مردم طوری بار می آیند که به چیزی شگف انگیز چون زندگی عادت می کنند.
  • پدر پرسید: در مدرسه به شما چی یاد می دهند هانس توماس؟

جواب دادم: ساکت نشستن. و این کار آن قدر مشکل است که برای یاد گرفتن آن سال ها وقت صرف می کنیم.

  • از چنگ زمان نمی‌شود گریخت. ما می توانیم خود را از دست شاهان و قیصران و حتی شاید از دید خدا هم پنهان کنیم، ولی پنهان شدن از زمان غیرممکن است.زمان همه‌جا هست زیرا همه‌چیز را زمان تعیین می‌کند.
  • سفارش من به همهٔ کسانی که می‌خواهند خود را پیدا کنند این است: درست همان جایی که هستید، بمانید. در غیر این صورت در معرض خطر بزرگ گم کردن خودتان برای همیشه قرار خواهید گرفت...!
  • زندگی ما بخشی از یک ماجراجویی منحصربه فرد ست،با این حال بیشتر آدمها معتقدند که این دنیا کاملا طبیعی ست و یکسره دنبال چیزهای هستند غیرطبیعی باشد. تنها به این دلیل که نمی توانند ببینند دنیا خودش یک معمای بزرگ ست.
منتشرشده در کتاب
یکشنبه, 22 مرداد 1396 16:02

تهوع / ژان پل سارتر

تهوع، نخستین داستان ژان پل سارتر و یکی از مشهورترین آنهاست. این کتاب که در سال ۱۹۳۸ منتشر شده، توسط امیرجلال‌الدین اعلم به فارسی ترجمه شده است. این داستان همه تمایلات فکری سارتر را به جز علایق سیاسی‌اش در بر دارد و می‌توان گفت فلسفی‌ترین داستان اوست؛ چرا که تهوع، در میان رمان‌هایی که سارتر به رشته تحریر درآورده، دارای پیچیدگی‌ها و دشواری‌های خاص فلسفی است و برای نخستین ‌بار در قالب رمان، مفاهیمی همچون آزادی، خود فریبی، پدیدار شناسی، زمان و هنر مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. رمان تهوع از اصلی‌ترین آثار اگزیستانسیالیستی است. سارتر در سال ۱۹۶۴ به خاطر این رمان برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات شد، اما از پذیرش آن امتناع کرد. تهوع، داستان مردی سی ساله به نام «آنتوان روکوانتن» است، که به تنهایی در شهر بوویل زندگی می‌کند، او تاریخ‌دانی مجرد، مرفه، روشنفکر و گوشه‌گیر است. وی مدت سه ‌سال است که برای تحقیق در مورد یکی از اشراف قرن ‌هجده فرانسه، در بندر بوویل-بندری زاییده تخیل سارتر- سکونت کرده است. او هنگامی که در کنار دریا ایستاده و سنگ ریزه‌ای به دست گرفته، ناگهان دچار تهوع موضعی وحشتی بیمارگونه می‌شود. سنگ را به زمین می‌اندازد و دور می‌شود. منشأ این تهوع نه درون او، بلکه درون خود جسم یعنی سنگریزه است. تجربه‌هایی از همین نوع به دنبال یکدیگر می‌آیند. و هر از چندگاه باعث احساس تهوع در او می‌شوند. ترسی از اشیا به او هجوم می‌آورد، اما نمی‌تواند بفهمد که او تغییر کرده است یا اشیاء. بی‌قراری‌اش به اوج می‌رسد، احساس می‌کند اشیاء از نامشان جدا شده‌اند.....

در متن کتاب می خوانیم:

  • لحظه هایی هستند که در آن ها احساس می کنیم می توانیم هر کار دلمان بخواهد بکنیم جلو برویم یا به عقب برگردیم که این اهمیتی ندارد وانگهی لحظه های دیگری هستند که در آن ها انگار حلقه های زنجیر تنگ هم رفته است و در همچو مواردی نباید در مقصود خود ناکام ماند زیرا دیگر نمی شود از نو آغاز کرد.
  • چرند میگویم،حرفی ندارم بزنم.باید از همین پرهیز کرد.وقتی حرفی برای گفتن نداریم، نباید پرت و بلا بگوییم.
  • هر لحظه فقط برای آن ظاهر می شود که لحظه های بعدی را بیاورد. به هر لحظه از صمیم قلب می چسبم؛ می دانم که آن لحظه یگانه و جایگزین نیافتنی است. و با این همه هیچ حرکتی برای جلوگیری از نابودیش از من سر نمی زند.
  • وجود داشتن به طور ساده یعنی آنجا بودن، موجودها پدیدار می‌شوند، می‌گذارند با آن‌ها برخورد کنیم، ولی هرگز نمی‌توان آنها را استنتاج کرد.
  • بدن همین‌که یک‌بار آغاز به زندگی کرد، به‌خودی‌خود زندگی می‌کند. ولی وقتی به اندیشه می‌رسیم، منم که آن را ادامه می‌دهم، می‌گسترمش.
منتشرشده در کتاب

کتاب «من او را دوست داشتم» نوشته آنا گاوالدا، رمان ‌نویس فرانسوی است. اکثر داستان‌های آنا گاوالدا رگه‌هایی عاشقانه دارند و در آنها تصاویر پراحساسی از روابط زن و مرد در جوامع امروزی ارائه شده است. تاکید نوشته‌های او بر نیازهای عاطفی و خلاءهای عاطفی انسان معاصر است.

«کلوئه» زنی جوان است که عاشقانه همسرش، «آدرین» را دوست دارد. پس از چندین سال زندگی٬ روزی آدرین چمدانش را جمع می کند و به کلوئه می گوید که معشوقه ای دارد و تصمیم گرفته کلوئه را ترک کند. کلوئه همراه دو دختر بچه کوچکش پاریس را ترک می کند و به خانه مادر و پدر آدرین می رود. پدر شوهر کلوئه (پدر آدرین) او و دو نوه اش را به خانه قدیمی خودشان که دورتر از خانه فعلی شان است می برد تا آن ها کمی حال و هوا عوض کنند. پدر آدرین٬ پی یِر٬ مردی خشک و بی سر و صدا است... پی یِر سعی می کند خودش را به شرایط فعلی وفق دهد... با نوه هایش خوش بگذراند و با کلوئه حرف بزند. گفت و گویی طولانی میان زنی جوان و پدر شوهرش شکل می گیرد. پدر شوهر به او می گوید که چگونه عشق بزرگش را به دلیل اشتباهاتش از دست داده است...

راز جذابیت رمان من او را دوست داشتم، علاوه بر سبک خاص گاوالدا در داستان‌نویسی، برخورداری از مضمونی است آشنا، مضمونی که بر پایه موقعیتی در زندگی یک زوج شکل‌گرفته که در هر جای دنیا می‌تواند اتفاق بیفتد، نوع نگاه نویسنده و پرورش این داستان هم به‌گونه‌ای ست که کیفیتی ملموس به این موقعیت انسانی داده و متکی به زمان و مکان نیست. البته این بدان معنا نیست که زمان و مکان جلوه‌ای در این رمان ندارد، بلکه برعکس آن‌ها به‌عنوان جزئیات کار جایگاه خود را دارند اما به کیفیت فراگیر ایده مرکزی رمان لطمه نمی‌زنند.

این رمان شاید شاهکار نباشد اما در نوع خود اثری عاشقانه و ارزشمند است که به شکلی در خور اعتنا، خواننده را با خود همراه می کند.

 

در متن می خوانیم:

  • زندگی حتی وقتی انکارش می کنی حتی وقتی نادیده اش می گیری، حتی وقتی نمی خواهی اش از تو قوی تر است. از هر چیز دیگری قوی تر است.
  • باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد، آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد؛ به چیز دیگری فکر کرد، باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد...
  • او را بیشتر از هر چیزی در این دنیا دوست داشتم . بیش از هر چیزی ... نمی دانستم آدم می تواند تا این حد دوست داشته باشد ...
  • آدمهایی که درون سختی دارند با همه ی وزن خود روی زندگی می‌پرند و تمام مدت به خود رنج می‌دهند... اما آدمهایی که درونی نرم دارند وقتی شوکی به آنها وارد شود کمتر رنج می‌کشند...
  • تو در مورد دلتنگی واقعی چیزی نمیدونی چون این تنها زمانی اتفاق می افته که کسی رو بیشتر از خودت دوست داشته باشی !
  • عشق به سراغم آمد همانطور که بیماری می آید، بی آنکه بخواهم، بی آنکه به آن اعتقادی داشته باشم، خلاف میلم و بی آنکه بتوانم از خودم دفاع کنم و بعد...
منتشرشده در کتاب
شنبه, 07 مرداد 1396 16:09

هویت / میلان کوندرا

هویت رمان گیرا و جذاب از نویسنده چک-فرانسوی، میلان کوندرا است که در سال ۱۹۹۸ به زبان فرانسوی انتشار یافته است. کوندرا در این کتاب به مسائلی چون شناساندن،روابط انسانی،جستجوی هویت و ملال و عشق می پردازد.
آن چیزی که در این رمان نیز به مانند سایر آثار کوندرا به چشم می خورد، پرداختن نویسنده به مسائل روانشناختی، فلسفی سیاست، ادبیات و تاریخ به صورت توامان است، همان روندی که باعث شده کوندرا به جای حرکت طولی در داستان و پرداخت صرف به عناصر داستان در عرض و عمق داستان حرکت می کند.این همان ویژگی است که باعث فاصله گرفتن داستان از فضای سنتی و کلاسیک می شود.
ژان مارک و شانتال شخصیت های اصلی داستان زن و شوهری هستند که با عشق کنار یکدیگر زندگی می کنند تا روزی که شانتال با گفتن جمله "دیگر مردها برای دیدن من سر بر نمی گردانند" جریان و روند زندگی را یه سوی دیگری می کشاند.
ژان مارک برای برگرداندن اعتماد به نفس و روحیه به همسرش برای وی از سوی مردی ناشناس نامه هایی می نویسد که در آنها از زیبایی و جذابیت شانتال تعریف میکند، شانتال این نامه ها را در کمد خود پنهان می کند غافل از اینکه همسرش نویسنده تمام نامه ها بوده است.
شانتال با فهمیدن موضوع همسرش را ترک می گوید و ژان مارک در می یابد که چه سوءتفاهم بزرگی رخ داده است.در هویت میلان کوندرا مرز بین خیال و واقعیت از جایی به بعد قابل تشخیص نیست و این موضوع نیز درگیری خواننده با رمان را دو چندان می کند.


در متن می خوانیم:

  • من می‌توانم دو چهره داشته باشم، اما نمی‌توانم در آن واحد هر دو را داشته باشم. در برابر تو چهره ای دارم که شوخ است. زمانی که در دفتر کارم هستم، چهره ای جدی دارم.
  • احساسات وجود دارند و از دست هرگونه عیبجویی می‌گریزند. می‌توان خود را از کاری، یا از به زبان آوردن سخنی، سرزنش کرد، اما نمی‌توان به سبب داشتن فلان یا بهمان احساس مورد سرزنش قرار داد، ولو به این دلیل ساده که هیچ تسلطی بر آن نداریم.
  • دوستیِ تهی شده از محتوای سابقش، امروز مبدل به قرارداد احترام متقابل و به طور خلاصه مبدل به قرار داد رعایت ادب شده است.پس بی ادبی است که از دوست چیزی بخواهیم که او را به زحمت اندازد یا برایش ناخوشایند باشد.
  • بهتر است فریاد برآوریم و مرگ خود را جلو بیاندازیم، یا سکوت کنیم و جان دادن تدریجی خود را طولانی تر سازیم.
  • واژه "زندگی" شاهِ واژه هاست، شاه واژه ای در میان واژه های دهان پرکن دیگر: واژه "ماجرا"! واژه "آینده "! واژه "امید"!
  • برای آنکه من کوچک نگردد، برای آنکه حجمش حفظ شود، باید خاطرات را، همچون گل های درون گلدان، آبیاری کرد، و این مستلزم تماس منظم با شاهدان گذشته، یعنی دوستان است. آن‌ها آینه‌ی ما هستند، حافظه‌ی ما هستند.
منتشرشده در کتاب

ثبت نام کتاب‌فروشی‌ها در طرح «تابستانه کتاب» در سراسر کشور آغاز شد.


به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، کتاب‌فروشان می‌توانند تا ۳۰ تیرماه با مراجعه به سایت خانه کتاب به نشانی www.ketab.ir ر طرح «تابستانه کتاب» ثبت نام کنند.
در این طرح سقف تخفیف برای هر کتاب‌فروشی حداقل ۲۰ میلیون ریال و سقف مجاز خرید برای هر خریدار حداکثر ۱ میلیون ریال است. خریدار می‌تواند در چند نوبت و از چند کتاب‌فروشی، کتاب‌های عمومی را با ۲۰ درصد تخفیف و کتاب‌های کودک و نوجوان را با ۲۵ درصد تخفیف از کتاب‌فروشی‌های عضو طرح «تابستانه کتاب» خریداری کند.
سقف یارانه در این طرح براساس معیارهایی چون موقعیت جغرافیایی، متراژ کتاب‌فروشی، تعداد کتاب و میزان فروش در طرح‌های قبل، تغییر خواهد کرد.
کتاب‌فروشی‌های شرکت‌کننده در طرح باید دارای پروانه کسب با تاریخ معتبر باشند. در صورت تازه‌تأسیس بودن کتاب‌فروشی حداکثر تا یک سال کتاب‌فروش می‌تواند با نامه تأیید از اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان مبنی بر در شرف دریافت پروانه، نسبت به ثبت نام اقدام کند.
همچنین نظر به مکانیزه بودن طرح، کتاب‌فروشی‌ها باید به رایانه مجهز بوده و دسترسی کامل به اینترنت داشته باشند. کتاب‌های فروخته‌شده باید آنلاین و همزمان با فروش در سایت (ketab.ir) ثبت شوند.
نصب پوستر طرح، در ورودی و محل قابل رویت فضای کتاب‌فروشی تا پایان طرح مذکور الزامی است.
همچنین، ارتکاب هر یک از موارد زیر در طرح اعطای تسهیلات به کتاب‌فروشی‌ها تخلف محسوب می‌شود:
واگذاری کتاب‌فروشی به غیر
ارائه اطلاعات نادرست در اسناد ثبت نام کتاب‌فروشی
ثبت کتاب خارج از زمان خرید
کتاب‌فروشی ملزم به ارائه اطلاعات واقعی خریداران اعم از نام و نام خانوادگی، کد ملی، شماره تلفن همراه و ارائه دیتای واقعی است
فروش کتاب‌های آموزشی، کمک آموزشی، نایاب، افست، فاقد شماره شابک و کتاب‌هایی که در سایت خانه کتاب موجود نباشند
امکان خرید بیش از دو نسخه از یک عنوان برای هرخریدار وجود ندارد
عدم تطابق اطلاعات کتاب‌ها و فروش
تفاوت غیرمتعارف قیمت کتاب با قیمت درج‌شده در فاکتور
تطبیق نداشتن تعداد کتاب‌های فروخته‌شده با تعداد درج‌شده در فاکتور
فروش محصولات غیر از کتاب و ثبت اطلاعات کتاب در فاکتور
عدم ارائه تخفیف طرح به مشتری
فروش کتاب‌های غیرمشمول در طرح و ثبت عناوین دیگر در فاکتور خریدار
جعلی بودن مشخصات خریدار
رعایت نکردن دستورالعمل‌های ابلاغی از سوی مؤسسه خانه کتاب

منتشرشده در اخبار

سی و دومین طرح مبادله کتاب از امروز در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی کتابخانه حسینیه ارشاد، سی و دومین طرح مبادله کتاب از امروز شنبه ۹ اردیبهشت در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد برگزار می شود.
این طرح هر ۶ ماه یک بار برپا می شود و علاقه مندان می توانند، برای شرکت در این طرح، کتاب های بدون استفاده خود را از نظر محتوایی و کیفی مناسب باشند، با کتاب های این کتابخانه مبادله کنند.
فهرست منابع کتابخانه که در طرح مبادله قرار دارند، در سایت کتابخانه به آدرس www.hepl.ir قابل مشاهده است. شرکت در این طرح برای عموم علاقه مندان آزاد است و کتابخانه از پذیرش کتاب‏ های مستعمل، کهنه و ناقص و استثنائاً در این هفته از پذیرش کتاب‏ های اهدایی معذور است.
در این دوره همچنین کودکان می توانند، علاوه بر مبادله کتاب هایشان با کتاب های کتابخانه، برای پنجمین بار کتاب هایشان را با یکدیگر مبادله کنند.
سی و دومین دوره طرح مبادله کتاب از امروز شنبه ۹ اردیبهشت تا روز جمعه ۱۵ اردیبهشت از ساعت ۹ تا ۱۴ در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد واقع در خیابان دکتر شریعتی اجرا می شود.

منتشرشده در اخبار
چهارشنبه, 06 ارديبهشت 1396 09:50

چطور در یک سال ۱۰۰ جلد کتاب بخوانیم؟

داریوش فوروکس، نویسنده ی کتاب «برنده ی جنگ درونی»، یکی از ستون های محبوب روزنامه ی «هافینگتن پست» را می نویسد و در وب سایت شخصی اش هم ایده ها و روش هایی را برای مقابله با تعلل و بالا بردن بهره وری شخصی مطرح می کند. یادداشت های او از پرخواننده ترین ستون های «هافینگتن پست» محسوب می شود. مطلب زیر یکی از همان یادداشت هاست.

دوست دارید فهرست کتاب هایی که در یک سال می خوانید بلندتر باشد؟ آیا هرگز برایتان پیش آمده کتابی را بخرید که هیچ وقت نخوانیدش؟ این اتفاق ممکن است برای خیلی از کتاب هایی که در طول سال می خرید بیفتد؟
اگر شما هم کمتر از آن چیزی که دلتان می خواهد کتاب می خوانید، بدانید که تنها نیستید. سال گذشته به صفحه ی شخصی ام در وب سایت گودریدز سر زدم و تازه متوجه شدم که در ۲۰۱۴ تنها پنج کتاب خوانده ام. این نتیجه حسابی ناامیدم کرد. برای همین هم دنبال راهکارهایی برای آن گشتم.
آیا می شود سالی صد کتاب خواند؟ چرا باید سالی صد کتاب بخوانیم؟ شاید جواب همین باشد، به قول بیسمارک، احمق ها از تجربه کردن یاد می گیرند و من ترجیح می دهم از تجربه ی دیگران یاد بگیرم.

زیاد کتاب بخرید
پولی که برای خریدن کتاب می دهید در واقع هزینه ای است که برای کتاب خواندن کرده اید. هر کسی می تواند زمان کافی برای کتاب خواندن را برای خودش بسازد. اگر شما پول ندارید می توانید یک چیزهایی را عوض کنید و صرفه جویی کنید.
اراسموس هلندی یک جایی گفته: وقتی پول کمی دارم، کتاب می خرم و از آن پولی که باقی می ماند لباس و غذا می خرم.
مطمئن باشید پول و زمانی که صرف کتاب می کنید ارزشش را دارد. من که هیچ سرمایه گذاری بهتری به عقلم نمی رسد. کتاب خریدن فقط وقتی اتلاف محض سرمایه است که هیچ وقت آنها را نخوانید.
اگر می خواهید بیشتر بخوانید باید کتاب بیشتری بخرید. بعضی ها خیلی راحت دویست دلار برای خرید یک جفت کفش نو پول می دهند، اما به نظرشان احمقانه است که در طول یک سال بیست جلد کتاب از وب سایتی سفارش بدهند.
مسأله ساده است: اگر شما کتاب بیشتری در خانه داشته باشید، انتخاب های بیشتری دارید و این به مطالعه ی بیشتر شما کمک می کند.
بیشتر کتاب هایی که می خوانید طبق برنامه نیستند. اما وقتی کتابی را می خوانید بد نیست که کتاب های دیگر مرتبطی از همان جنس در دسترستان باشد.
مثلاً وقتی کسی می خواهد درباره ی رواقیون بخواند با این سؤال روبه رو می شود که اول باید کدامشان را بخواند؟ سنکا؟ اوریپیدوس یا کدام یکی دیگر از آنها را؟ و خب جواب من این است که همه شان را بخر و همه شان را بخوان. اگر کتاب هایی که می خواهید بخوانید دم دست داشته باشید، هیچ فرصتی را برای خواندنشان از دست نمی دهید و بهانه برای کتاب نخواندن خیلی کم می شود.

همیشه در حال خواندن باشید
اگر نمایشنامه یا نمایش «گلن گری، گلن گراس» اثر دیوید ممت را خوانده یا دیده باشید احتمالاً یادتان مانده که فروشنده می گوید «همیشه بسته باش». این شعار برای فروشنده ها و کارآفرین ها کاربرد دارد. من با شعار متفاوتی زندگی می کنم: «همیشه بخوان.»
حالا هر روز حداقل یک ساعت در طول روزهای هفته کتاب می خوانم و آخر هفته و تعطیلات بیشتر از اینها.
پیدا کردن راه هایی منطبق با شرایط زندگی تان بهترین روش است برای اینکه بهانه هایی مثل خستگی یا زیادی شلوغ بودن از پیش رویتان حذف بشود.
همیشه کتاب خواندن به این معناست:
در قطار و مترو.
درحالی که دارید به نوزادتان شیر می دهید.
وقتی دارید غذا می خورید.
در مطب دکتر.
و در محل کارتان.
از همه مهم تر در تمام آن لحظه هایی که اطرافیانتان دارند برای صدوسیزدهمین بار صفحه ی فیس بوکشان را چک می کند یا اخبار را تماشا می کنند، می توانید کتاب بخوانید.
با این روش شما می توانید در طول یک سال بیش از یکصد کتاب بخوانید. بیشتر مردم در طول یک ساعت پنجاه صفحه از یک کتاب معمولی را می توانند بخوانند، با این وصف اگر شما هم ده ساعت در هفته کتاب بخوانید، سالی بیش از ۲۶ هزار صفحه مطالعه کرده اید و اگر هر کتاب را متوسط ۲۵۰ صفحه در نظر بگیریم، تقریباً ۱۰۴ کتاب در یک سال خوانده اید.
پس حتی اگر در طول سال وقفه ای دوهفته ای هم برایتان اتفاق بیفتد، باز هم به عدد صد کتاب در سال می رسید.
و این همان بازگشت سرمایه ای است که در کتابفروشی خرج کرده اید.

روی موضوعات مورد علاقه تان متمرکز بشوید
تابه حال برایتان پیش آمده سراغ کتابی بروید که همه متفق القول درباره ی شگفت انگیز بودنش حرف می زنند و بعد وقتی شما دست می گیریدش اصلاً جذبتان نمی کند؟ شخصاً فقط برای اینکه شنیده ام بقیه ی مردم حسابی جذب کتابی شده اند سراغ کتابی نمی روم.
همه ی کتاب ها برای همه ی آدم ها جذاب نیستند. کتابی ممکن است پرفروش باشد، اما اصلاً شما را جذب نکند و شاید اصلاً در حال حاضر در حال وهوای خواندن چنین اثری نباشید.
کتاب هایی را انتخاب کنید که به علاقه مندی ها و کار و زندگی شخصی تان نزدیک هستند و می توانید با موضوعش احساس نزدیکی کنید. وقتتان را با رفتن دنبال موضوعاتی که احتمال علاقه مندی تان به آنها صفر است هدر ندهید.
در عوض کتاب هایی را انتخاب کنید که به حرفه تان یا سرگرمی هایتان مربوط می شوند. سراغ کتاب ها به خاطر اینکه پرفروش یا کلاسیک هستند نروید و در جست وجوهایتان علاقه مندی شخصی با موضوع را در اولویت قرار بدهید.

همزمان چند کتاب مختلف در برنامه ی کتابخوانی تان بگذارید
هیچ قانونی برای اینکه چطور مطالعه کنید وجود ندارد. حتی می توانید پنج کتاب را با هم بخوانید. ممکن است پنجاه صفحه از کتابی را صبح یک نفس بخوانم و عصر همان روز کتاب دیگری را بخوانم. مسأله ترجیح شماست. ممکن است کتابی دست بگیرید که دشوار و سخت باشد و طبیعی است که کنار این کتاب اثر سبک تر و آسان فهم تری هم بگذارید تا وقتی ذهنتان یاری نمی کند، سراغ آن یکی بروید. برای مثال در مطالعه ی شب هنگام و پیش از خواب، من ترجیح می دهم سراغ اثر داستانی بروم یا شرح حال بخوانم. در واقع کتابی را که لازم است جاهایی از آن را خط بکشم یا کاغذ و قلم کنار دستم بگذارم به رختخواب نمی برم.

دانشی را که به دست آورده اید حفظ کنید
از دانش و درکی که از مطالعه به دست آورده اید استفاده کنید. باید اطمینان حاصل کنید که از زمانی که صرف کسب این درک کرده اید در زندگی روزمره بهره می برید.
جدا از این درباره ی بعضی از کتاب ها اینکه قلمی برای حاشیه نویسی یا یادداشت برداشتن همراهتان باشد کارآمد است و اگر به نسخه های الکترونیکی هم عادت کرده اید که این امکان فراهم است. وقتی کتابی را تمام می کنید برگردید و با خودتان مرور کنید و به پردازش آنچه برایتان باقی مانده بپردازید.

برگردان علیرضا شهمیرزادیان
منبع: هافینگتون پست

منتشرشده در اخبار

کتاب خواندن برای کودکان کم‌سن و سال، امری مفید و پسندیده است اما تاثیر این کار بسیار فراتر از گذران وقت با کودک و تحکیم روابط خانوادگی است.

به گزارش ایسنا، «هافینگتون پست» نوشت: «جیل الکساندر» پزشک متخصص کودکانی است که باور دارد کتاب‌خوانی برای کودکانی که هنوز سال‌ها با مدرسه فاصله دارند، در آینده تحصیلی آن‌ها تاثیر شگرف و مهمی دارد.
او معتقد است این کار با اثر طولانی‌مدتی که بر ذهن کودک می‌گذارد،‌ می‌تواند سرنوشت او را تغییر دهد. «الکساندر» در این‌باره گفت: ما می‌دانیم که ۹۰ درصد رشد مغزی پیش از سن پنج‌سالگی رخ می‌دهد. اگر تا زمان مدرسه رفتن کودکان صبر کنیم، خیلی دیر می‌شود.
او افزود: کودکانی که در کودکی برای‌شان کتاب خوانده نشده، وقتی وارد مدرسه می‌شوند، با مشکلات بیشتری مواجه می‌شوند. آن‌ها با بچه‌هایی که در خانه برای‌شان کتاب خوانده شده به اندازه ۳۰ میلیون کلمه فاصله دارند.
این پژوهشگر در ادامه گفت: اگر آن‌ها در مهدکودک برای یادگیری آماده نباشند، تا کلاس سوم در سطح آن مقطع رشد نمی‌کنند و اگر این جریان به کلاس چهارم و پنجم هم کشیده شود، آن کودک با گریز از مدرسه و ترک تحصیل مواجه می‌شود.

منتشرشده در اخبار
صفحه1 از7